سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)
302
منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)
وَأَنَّ آگاه از ميان آفريدگانش براى او گواهى دادهاند ، جز او كه نيرومند و حكيم است خدايى نيست ، و اينكه مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ الْمُجْتَبى ، وَنَبِيِّهِ الْمُرْتَجى ، ( حضرت ) محمّد بنده و فرستادهء انتخابشدهء او ، و پيامبرش كه مايهء اميد است ، وَحَبيبِهِ الْمُصْطَفى ، وَأَمينِهِ الْمُرْتَضى ، أَرْسَلَهُ نَذيراً و دوست برگزيدهء او ، و امين پسنديدهاش مىباشد ، او را بيمدهنده فِي الْأَوَّلينَ ، وَرَسُولًا فِي الْاخِرينَ بِالْهُدى وَدينِ در پيشينيان ، و پيامرسان در ميان پسينيان به هدايت و دين الْحَقِّ ، لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ . حقّ فرستاد ، تا او را بر هر دين و آئينى پيروز گرداند گر چه مشركان را ناخوش آيند باشد . فَصَدَعَ بِما امِرَ بِهِ ، وَبَلَّغَ ما حُمِّلَ ، نَصَحَ لِامَّتِهِ ، پس آنچه را به آن امر شده بود آشكار ساخت ، و آنچه بر دوش داشت رسانيد ، براى امّتش خيرخواهى نمود وَجاهَدَ في سَبيلِ رَبِّهِ ، وَدَعا إِلَيْهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ و در راه پروردگارش كوشش فراوان كرد ، و با كلمات حكيمانه و پند و اندرزهاى الْحَسَنَةِ ، وَصَبَرَ عَلى ما أَصابَهُ في جَنْبِهِ ، وَعَبَدَهُ نيكو مردم را به سوى او فراخواند ، و بر مشكلاتى كه در كنار آن به او رسيد شكيبائى ورزيد ، و او را پرستش كرد صادِقاً مُصَدِّقاً صابِراً مُحْتَسِباً ، لاوانِياً وَلا مُقَصِّراً ، در حالىكه تصديقكننده و تصديقكننده و پايدار بود و رضاى خدا را اراده نموده بود ، هيچگونه سستى و حَتَّى أَتاهُ الْيَقينُ . وَأَشْهَدُ أَنَّ الدّينَ كَما شَرَعَ ، كوتاهى نكرد تا جهان را وداع گفت . و گواهى مىدهم كه دين همان است كه او ابلاغ كرد ، وَالْكِتابَ كَما تَلا ، وَالْحَلالَ ما أَحَلَّ ، وَالْحَرامَ ما و كتاب همان است كه او تلاوت فرمود ، و حلال آن است كه او حلال گردانيد و حرام آن است كه او حَرَّمَ ، وَالْفَصْلَ ما قَضى ، وَالْحَقَّ ما قالَ ، وَالرُّشْدَ ما حرام فرمود ، و حكم ميان حقّ و باطل آن است كه او قضاوت نمود ، و حقّ گفتار او است و رشد و كمال در أَمَرَ ، وَأَنَّ الَّذينَ كَذَّبُوهُ وَخالَفُوهُ ، وَكَذَّبُوا عَلَيْهِ ، فرمان او است . و ( گواهى مىدهم به ) اينكه كسانى كه او را تكذيب كردند و با او مخالفت نمودند و بر او دروغ وَجَحَدُوا حَقَّهُ ، وَأَنْكَرُوا فَضْلَهُ وَاتَّهَمُوهُ ، وَظَلَمُوا بستند ، و حقّش را نشناختند ، و فضيلت او را انكار كردند و او را متّهم ساختند و وَصِيَّهُ ، وَاعْتَدَوْا عَلَيْهِ ، وَغَصَبُوهُ خِلافَتَهُ ، وَنَقَضُوا به وصىّ او ظلم كردند ، و بر او ستم روا داشتند ، و خلافت او را غاصبانه گرفتند ، و عَهْدَهُ فيهِ ، وَحَلُّوا عَقْدَهُ لَهُ ، وَأسَّسُوا